نام بسيج از مبارک ترين نام هائي است که شنيدن آن هر ايراني قدر شناس را به تکريم و تجليل وا مي دارد

نام بسيج از مبارک ترين نام هائي است که شنيدن آن هر ايراني قدر شناس را به تکريم و تجليل وا مي دارد. سازمان و سازماندهي بسيج يک طراحي بي نظير و کارآمد بود که با فرمان الهي حضرت امام خميني (قدس سره) تشکيل شد و کار آمدي خود را در حوزه هاي مختلف بخصوص دفاع مقدس و عبور کشور از بحران ها اثبات کرده است.
ولي تفکر بسيجي فراتر از سازمان و تشکيلات بسيج ، بعنوان زمينه ساز شکل گيري سازمان بسيج از يکسو و دمند? روح خدمت و عزت در تمامي ارکان جامعه قابل ارزيابي است.
اساس تشکيل بسيج سامان دهي يک قدرت بزرگ براي کارهاي بزرگ است.
بسيج کردن امکان ها و توان ها از خردمندانه ترين اقداماتي است که در همه سطوح کار آمدي دارد.
در انديش? اسلامي حتي يک فرد مي تواند در حد يک امت جلوه کند که نمونه قرآني آن را ميتوان از حضرت ابراهيم (علي نبينا و عليه السلام) نام برد و نمون? نزديک و مصداق نزديک آن را در انقلاب مي توانيم به تعبير حضرت امام (ره)از شهيد بهشتي ياد کنيم،آنچه مهم است اينکه بي ترديد هم حضرت ابراهيم و هم شهيد مظلوم هر يک در سطح خود تمام امکان، توان و ظرفيت هاي فکري ، روحي و عاطفي و .. را بسيج و در راه اهداف متعالي خود به خدمت گرفتند.به عبارت ديگر مي توان گفت اگر شاهد شخصيت هاي بزرگ با عملکرد هاي شاخص در هر سطحي هستيم اين مقدمه را بايد فرض بگيريم که يک بسيج اتفاق افتاده است.
اگر اينجا در کنار شخصيت عظيم القدر حضرت ابراهيم ، از شهيد بهشتي هم در مرتبتي بسيار متفاوت ،نام بردم ،دليل اين است که اين تلقي و تصور را پيشاپيش رد کنم که ما نمي توانيم حضرت ابراهيم شويم.
اين درست است که نيل به مقام بزرگاني همچون حضرت ابراهيم و پيامبر عظيم الشأن اسلام ، براي ما قابل تصور نباشد ،آنچه مهم است اينکه بدانيم آنها از نوع بشر بودند و اگر خود را در مسير قرار دهيم و با همت و تلاش و تجميع و به جريان انداختن توان و امکان خويش در مسير پيروي ،مي توانيم به درجه اي از عظمت آنها برسيم که مصداق بارز آن، شخصيت بسيجيان بزرگ عالم حضرت امام خميني (ره) و حضرت امام خامنه اي (مد ظله العالي ) مي باشند.
بسيج در سطوح ديگر نيز معنايي مشابه دارد.بسيج را مي توان از يک فرد به واحد اجتماعي خانواده و يک محله ،يک شهر ،يک استان و تا يک کشور و ملت و فراتر از آن يک امت و حتي بالاتر سطح جهان تسرّي داد.
بدين معني که هر گاه امکانات و ظرفيت ها کنار يکديگر قرار گرفته و براي دستيابي به هدفي مشترک سازماندهي شوند بسيج اتفاق افتاده است.
در جامعه شناسي سياسي تعاريف متعددي از بسيج مطرح شده است که بنظر مي رسد اين تعريف داراي جامعيت باشد که: “بسيج روندي است که طي آن يک واحد اجتماعي بسرعت بر منابعي که کنترل نداشت کنترل پيدا مي کند.”
بسيج طراحي شده توسط حضرت امام(ره) اين ويژگي عمومي بسيج را داراست ليکن بسيار فراتر از آن داراي اختصاصات ممتاز و بي نظير است.
بسيجي که حضرت امام بنيان گذاشت علاوه بر قدرتي که حاصل تجميع نيروها و امکانات است داراي ويژگي شکست ناپذيري و توان تقابل در شرايط نابرابر ، بواسطه قدرت حاصله از منابع واقعي قدرت ،از جمله ايمان خالص ،معنويت ، شهادت طلبي، انتظار و باور و اعتماد و اعتقاد راسخ به خداوند قادر متعال و در اين مسير و باور، ولايتمداري روز آمد و پذيرش ولايت الهي و در سلسله مراتب آن ولايت فقيه با اين باور که ولايت فقيه همان ولايت رسول اکرم(ص) است، مي باشد.
توصيفات حضرت امام از بسيج علاوه بر اينکه مي تواند بيانگر ويژگي هاي به فعليّت رسيده توسط بسيجيان حقيقي و طراز دوران دفاع مقدس تا کنون باشد و علاوه بر آن کليّت بسيج دوران دفاع مقدس تا حال را توصيف کند وجه ديگر آن را مي توانيم مطالبه حضرت امام (ره) از بسيجيان تلقي کنيم.
تعابيري همچون “شجره طيبه” و “لشکر مخلص خدا” و همچنين “درخت تناور و پرثمر”در کلام آن مرد الهي بيانگر عمق باور و اعتقاد حضرت امام (ره) نسبت به بسيج مي باشد و تأکيدهايي که در خصوص پرهيز از غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني مطرح کرده و آنرا با سقوط در دام ابر قدرت ها برابر ارزيابي مي کنند مطالب? آن بزرگ مرد و معمار انقلاب و نظام از مديران و مسئولان کشور است.
رهبر معظم انقلاب نيز که مي توان پس از امام (ره) او را بزرگ بسيجي عالم دانست نيز تعاريف و تعابير بلندي در شأن بسيج فرموده اند که از عمق اعتقاد و باور معظم له به بسيج و انتظارات و مطالبات ولي امر مسلمين از بسيجيان و مسئولين حکايت دارد.که بعنوان نمونه به چند جمله از کلام معظم له اشاره مي گردد:
ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.
ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي که هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد، محسوب مي‌شوند.
ـ انکار بسيج، انکار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي کشور است.
ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد، کميت اين انقلاب و اين نظام و همه حرکتهاي سازنده اين کشور لنگ است.
ـ انکار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.
ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.
ـ بسيج، يعني نيروي کارآمد کشور براي همه ميدانها
ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست، تنها به اين درخشندگي، به اين فراگيري، به اين زيبايي، به اين فداکاري، من در جايي سراغ ندارم.
ـ ايمان عاشقانه، ايمان عميق، ايمان توأم با عواطف که از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.
ـ بسياري از پيشرفتهاي کشور مرهون تفکر بسيجي است.
ـ هريک از آحاد قشرهاي مختلف جامعه که داراي روحيه حساس مسئوليت و ايمان باشد، بسيجي است.
ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفکر و ميل بسيجي است.
ـ بسيجي يعني علي که تمام وجودش وقف اسلام بود.
رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار نمونه بسيج سراسر کشور در هفته بسيج سال 1390 مرز خصوصيات بسيج را از غير آن بسيار زيبا توصيف فرمودند که قابل توجه است:
بسيج سياسي است، اما سياست‌زده نيست، سياسيکار نيست، جناحي نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بي انضباط نيست، افراطي نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافي نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخود راضي نيست؛ بسيج اهل جذب است – گفته‌ايم جذب حداکثري - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علم‌زده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامي است، اما رياکار نيست؛ بسيج در کار آبادکردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست. اين شد يک فرهنگ.
تفکر بسيجي که در کلام نوراني حضرت امام (ره)باعث دور ماندن چشم طمع دشمنان و جهانخواران و در کلام گهر بار رهبر انقلاب پاي? و عامل موفقيت ها و پيشرفت هاي نظام اسلامي معرفي مي شود مهمترين ضرورت تشکيل و کارآمدي بسيج است.
تفکر بسيجي را مي توان نگرشي که زمينه بسيج شدن را فراهم مي آورد دانست.در تفکر بسيجي بايد در پي مؤلفه هايي که يک انسان را در مسير کمال جوئي،عزت مداري و خدمت رساني قرار مي دهد بود.
تفکر بسيجي دارند? خود را در مسير کمال به ولايت الهي و در مسير به پذيرش ولايت حجج الهي و با هدايت ايشان به ولايت فقيه مي رساند و زمينه ساز بيعت و ايستادگي بر سر پيمان مي گردد.
تفکر بسيجي ،واجد خود را به مسئوليت پذيري،زمان شناسي و حضور در عرصه هاي نياز مي کشاند و اين حضور را با فداکاري و ايثار و اقدام و عمل بهنگام رونق و زينت مي بخشد.
تفکر بسيجي در مسير پاکي و حق طلبي دارند? خود را به صحنه مبارزه با ناپاکان و ظلم گستران و زورگويان کشانده و با دو نيروي عظيم شهادت طلبي و انتظار از او عنصري شکست ناپذير مي سازد.
تفکر بسيجي و شکل گيري بسيج برمبناي اين تفکر اميد را در دل ملت نشانده و رعب و وحشت بر دل سياه دشمنان عزّت و عظمت ملت مي اندازد.
ايستادگي در برابر دشمنان خدا و دشمنان ملت که داراي ابزار و امکانات مادي و تکنولوژيکي چشم پرکن و قدرت نمائي افزونتر از قدرت خود هستند فقط و فقط با تفکر بسيجي ممکن است.همچنين پيشرفت کشور و حرکت متعدل و پرشتاب به سوي قلّه هاي کمال و پيشرفت ملت نيز با بسيج و تفکر بسيجي امکان پذير است.
از اين روست که ولي امر مسلمين جهان انکار و بي احترامي به بسيج را نابخردانه و يا خائنانه مي شمارد.و آنرا انکار بزرگترين ضرورت و مصلحت کشور ارزيابي مي کند.
استمرار توفيقات نظام اسلامي در دو جبه? ناکارآمد سازي توطئه هاي دشمنان و استکبار جهاني و همچنين ادامه مسير پيشرفت و توانمند سازي جمهوري اسلامي فقط و فقط با تفکر بسيجي و تقويت بسيج در کشور و نظام اسلامي ممکن است.با اين مقدمات مي توان گفت يگانه راه مسير عزّت و عظمت ايران اسلامي و ملت بزرگ ايران حفظ و تقويت تفکر بسيجي و سازمان بسيج در کشور امام زمان (عج) است.